تبليغاتX
همه جور آجیل

همه جور آجیل

بابا بیا تو ببین چه آجیلایی داریم ، 60% عکس 30%داستان 35% جک 100% چیزای باحال

سخنان مردان بزرگ تاریخ

وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو : همه اش تقصیر من بود .
جکسون براون

شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم.
جبران خلیل جبران

اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید .
گوته

آن کسی که از رنج زندگی بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .
چینی

وقتی نانوا نان را با دقت و وسواس می پزد و به دست مشتری میدهد ، خدا با او در کنار تنور ایستاده است
کریستیان بوبن

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .
شکسپیر

استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی .
گوته

بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی .
فوخ

بردن ، همه چیز نیست ، اما تلاش برای بردن چرا .
لومباردی

اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند.
سقراط

عادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند .
شکسپیر

از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او ..............
گوته

ماهی و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو می گیرند .
( البته از دید اسپانیولی ها )

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : " از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری"
براون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان .
رومن رولان

جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست .
مارک تواین

آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است .
اسپنسر

هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است .
گالیله

با دیگران آنگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود .
براون

نیاسائید ، زندگی در گذر است . بروید و دلیری کنید ، پیش از آنکه بمیرید ، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید ، تا بر زمان غالب شوید .
گوته


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/06/28ساعت 0:57  توسط habib  | 

 

من از خواهرم متنفرم
خواهرم دختر فاسدی است !
او در اینترنت عکس و مشخصات واقعی خودش را میگذارد!
او حتی من را هم نصیحت میکند که رفتارم را عوض کنم و عکس درخت و حیوان نگذارم!
با اینکه تازگیها عکس هیلاری داف را گذاشتم اما باز هم راضی نشد و گفت کارم اشتباهه!

به او گفتم دلیل دارم
اما او گفت من دلایل محکمتری دارم

گفتم کسی که به خاطر ظاهرمن بخواهد با من دوست شود خیلی بدبخت است و باید بمیرد!
گفت کسی که ندیده و با چشم بسته صرفآ چون جنس مخالف او هستی زمان زیادی را صرف مخ زنی تو میکند بدبخت تر و نیازمند تراست گرچه لزومآ هم نباید بمیرد!

گفتم اول باید مرا بشناسد !
گفت شناخت خصوصیات ظاهری تو هم قسمتی از شناخت توست تو که این حق رو برای دیگران قایل نیستی چرا خودت نوشتی اونایی که عکس ندارن پی ام ندن؟!

گفتم آخه من خوش عکس نیستم!
گفت تعداد بیشتری عکس بذار تا از بین اونا به هرحال تا حدی بتونی شکل واقعیتو نشون بدی نه اینکه صورت مساله رو پاک کنی

گفتم آخه من زشتم!
گفت اولآ هیچ انسانی زشت نیست ثانیآ علف بایذ به دهن بزی خوش بیاد در ضمن قایم شدن پشت عکس هیلاری داف مشکلی رو حل نمیکنه!

گفتم خاک بر سرم اگه زبونم لال بلا به دوراز عکسم سو استفاده کنن چی؟
گفت امثال تو باعث تداوم این بی فرهنگی میشین ولی من و همفکرانم باعث تعالی فرهنگ جامعه میشیم یه روزی بچه ات به همچین خاله ای افتخار میکنه!

گفتم ااااااااااااه زیر دیپلم حرف بزن بفهمم چی میگی تو
گفت منظورم اینه که اگه همه عکس بذارن کم کم بی فرهنگها هم عادت میکنن و با فرهنگ میشن همونطور که الان هم نسبت به قبل خیلی بهتر شده

گفتم اگه یکی عکس منو به جای خودش بذاره تو پروفیلش اونوقت چی میشه؟
گفت هیچی نمیشه ! اگه بچه باشه بزرگ میشه و اگه احمق باشه خودش مشکل پیدا میکنه همون مشکلی که تو با گذاشتن عکس هیلاری داف پیدا میکنی!

گفتم اگه پسرعمو جواد منو اینجا ببینه چی؟ شاید نگیرتم!
گفت تویی که مارو گرفتی ! میخوام صد سال سیاه زن یه جواد امل نشی! چرا یه آدم حسابی پیدا نمیکنی؟!

گفتم خوب تو یاهو نشون میدم تازه تو فیس بوک هم عکس دارم!
گفت این جواب سوال من نبود سوال من اینه که چرا اینجا نشون نمیدی ! نکنه دو شخصیتی هستی؟!

گفتم آدمای اینجا بی جنبه ان!
گفت پس تو هم بی جنبه ای چه تفاهمی!

گفتم آخه همکارام تو اداره میبینن!
گفت مگه همکارات تو اداره نمیبینن تورو؟!

گفتم چرا اما اگه رییسم بفهمه!!
گفت چی میشه بفهمه مگه جرم کردی؟!

گفتم آخه دیگه منو نمیبره شمال و ترکیه !
گفت مگه تو با اون مرتیکه..... رابطه داری؟!

گفتم نداشته باشم که اخراجم میکنه چقدر املی تو !
گفت پس نامزدت چی؟!

زدم تو گوشش وگفتم فضولیش به تو نیومده دختره پررو ! ! !

دیدین ؟ دیدین گفتم خواهرم فاسده میخواست رییسمو از چنگم در بیاره و بدبختم کنه اما من نشوندمش سر جاش ! ! ! !


اصلآ چه معنی داره دختر جماعت عکس نشون کسی بده ؟! ! !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/13ساعت 1:22  توسط habib  | 

بچه‌های امروزی که از همان لحظه تولد به صورت ملموس و عینی با فناوری زندگی می‌کنند، مسلما با مایی که تا سال‌ها فقط عکس کامپیوتر را در مجلات می‌دیدیم، تفاوت زیادی دارند.

در اینجا سه خاطره جالب از نویسنده یک وبلاگ در مورد برخوردهایی که با بچه‌های این دوره و زمانه داشته برایتان نقل می‌کنم:

۱- دوستم، دختر کوچکی داره که زیر پنج سال، سن دارد. مثل خیلی از خانواده‌ها‌ در این سال‌ها، آنها تلویزیونی در خانه خود ندارند، ولی کامپیوترهای زیادی دارند. روزی، آنها به خانه یکی از فامیل‌ها رفتند که تلویزیونی در اتاق نشیمن داشتند. دختربچه به سمت تلویزیون رفت، دور و برش و پشت‌اش را نگاه کرد و با تعجب پرسید: پس ماوس‌اش کو؟!

لابد می‌دانید که با اینترنت پهن‌باند و شبکه‌های آنلاین تعاملی که خیلی از کاربران اینترنت در غرب دارند، تی‌وی رفته‌رفته جذابیت خود را از دست می‌دهد و خیلی‌ها اصلا آن را نمی‌خرند!

۲- دوست دیگری، بچه کوچکی داشت که تازه داشت حرف زدن یاد می‌گرفت، اما با بعضی از اپ‌های آی‌پد کار می‌کرد و می‌توانست با آی‌پد نقاشی بکشد. روزی، این دوست ما، عکسی را روی کاغذ پرینت گرفت و آن را روی میز گذاشت. بچه کوچک‌اش عکس را برداشت و سعی داشت به صورت چندلمسی به سبک کار با عکس‌ها در آی‌پد، عکس را با لمس کردن، بزرگ کند! وقتی چند بار امتحان کار و نشد، روی به پدرش کرد و گفت: خرابه!

۳- دوست دیگری یک پسر ۸ ساله داشت، آنها در مورد ایام قدیم صحبت میکردند. دوست من به پسرش گفت که وقتی او کوچک بود، کامپیوتر نداشتند، درک این واقعیت برای این پسربچه بسی دشوار بود، طوری که روی به پدرش کرد و گفت، پس قبل از کامپیوتر چطوری وارد اینترنت می‌شدید؟!

این کارها و برداشت‌های این بچه‌های کوچک ممکن است برای ما خنده‌دار باشند، اما می‌توان دو درس عمده از آن گرفت:
- این روزها اگر چیزی تعاملی نباشد، خواه با ماوس، خواه با اشاره و لمس، درست مثل این می‌ماند که خراب شده!
- اینترنت، چیزی محدود به کامپیوتر نیست، این روزها اینترنت چیز بزرگ‌تر و اسطوره‌ای است که در ارتباط با بشریت است.


منبع:http://1pezeshk.com/


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 19:15  توسط habib  | 


سر الکس فرگوسن، مربي منچستريونايتد گفته کريستيانو رونالدو را به ليونل مسي ترجيح مي‌دهد.


  این دو نفر قرار است امشب به مصاف هم بروند، این بار در لیگ قهرمانان.

اولین بازی دو تیم در برنابئو در چهارشنبه برگزار می‌شود و مربی اسکاتلندی می‌گوید: «خب، رونالدو بازیکن من بود و به نظرم او بهترین بازیکن دنیاست.

او می‌تواند با هر دو پا بازی کند، و تکنیک، قدرت و شجاعتی رویایی دارد. او در ضربات سر هم قوی‌تر است.

البته مسی هم بازیکنی فوق‌العاده رویایی است.

انتخاب بین این دو دشوار است و مانند پرتاب سکه است.

بستگی به این دارد که بازیکنان را چطور ببینید. این که رونالدو سال‌ها بازیکن من بوده باعث می‌شود او را به خوبی بشناسم. دیده‌ام که او چطور در جلسات تمرینی خود را وقف می‌کند تا بهترین بازیکن دنیا شود و به همین دلیل است که او به عنوان بازیکن و فرد در نظر من بسیار بالاست.

اما ببینید آن پسر، مسی چه می‌کند. می‌دانید که او بازیکنی جدی است. او عاشق فوتبال است. او مانند شیر شجاع است چون همیشه در هر شرایطی توپ را با خود می‌برد. این دو نفر بازیکنانی متفاوت هستند اما تردیدی نیست که هر دو محصولی فوق‌العاده می‌سازند.»


منبع:ورزش3

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 19:14  توسط habib  | 

یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد،


او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست.

کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند.

دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک بکند.

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.

دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چین های پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های پوستت را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت است. همه به من می گویند پوست کلفت.

دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.

دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند.

کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!

دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.

کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت دارم.

دم جنبانک گفت: نه، تو یک قلب نازک داری. چون به جای این که دم جنبانک را بترسانی، به جای این که لگدش کنی، به جای این که دهن گنده ات را باز کنی و آن را بخوری، داری با او حرف می زنی.

کرگدن گفت: خب، این یعنی چی؟

دم جنبانک جواب داد: وقتی که یک کرگدن پوست کلفت، یک قلب نازک دارد یعنی چی؟! یعنی این که می تواند دوست داشته باشد، می تواند عاشق بشود.

کرگدن گفت: اینها که می گویی یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی ... بگذار روی پوست کلفت قشنگت بنشینم، بگذار...

کرگدن چیزی نگفت. یعنی داشت دنبال یک جمله ی مناسب می گشت. فکر کرد بهتر است همان اولین جمله اش را بگوید. اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می خاراند.

داشت حشره های ریز لای چین های پوستش را با نوک ظریفش برمی داشت. کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید. اما نمی دانست دقیقاً از چی خوشش می آید.

کرگدن گفت: اسم این دوست داشتن است؟ اسم این که من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری؟

دم جنبانک گفت: نه اسم این نیاز است، من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت برطرف می شود احساس خوبی داری، یعنی احساس رضایت می کنی. اما دوست داشتن از این مهمتر است.

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید اما فکر کرد لابد درست می گوید. روزها گذشت، روزها، هفته ها و ماه ها، و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست، هر روز پشتش را می خاراند و هر روز حشره های کوچک را از لای پوست کلفتش بر می داشت و می خورد، و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت.

یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت: به نظر تو این موضوع که کرگدنی از این که دم جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های پوستش را می خورد احساس خوبی دارد، برای یک کرگدن کافی است؟

دم جنبانک گفت: نه، کافی نیست.

کرگدن گفت: بله، کافی نیست. چون من حس می کنم چیزهای دیگری هم هست که من احساس خوبی نسبت به آنها داشته باشم. راستش من می خواهم تو را تماشا کنم.

دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد، چرخی زد و آواز خواند، جلوی چشم های کرگدن. کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد. اما سیر نشد.کرگدن می خواست همین طور تماشا کند. کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگ ترین صحنه ی دنیاست و این دم جنبانک قشنگ ترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخت ترین کرگدن روی زمین. وقتی که کرگدن به اینجا رسید، احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد.

کرگدن ترسید و گفت: دم جنبانک، دم جنبانک عزیزم، من قلبم را دیدم، همان قلب نازکم را که می گفتی. اما قلبم از چشمم افتاد، حالا چکار کنم؟

دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید. آمد و روی سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزیز، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری.

کرگدن گفت: اینکه کرگدنی دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و وقتی تماشایش می کند، قلبش از چشمش می افتد یعنی چی؟

دم جنبانک چرخی زد و گفت: یعنی این که کرگدن ها هم عاشق می شوند.

کرگدن گفت: عاشق یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی کسی که قلبش از چشمهایش می چکد. کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند، باز پرواز کند و او باز هم تماشایش کند و باز قلبش از چشمهایش بیفتد. کرگدن فکر کرد اگر قلبش همین طور از چشم هایش بریزد، یک روز حتماً قلبش تمام می شود. آن وقت لبخندی زد و با خودش گفت: من که اصلاً قلب نداشتم! حالا که دم جنبانک به من قلب داد، چه عیبی دارد، بگذار تمام قلبم برای او بریزد!!!!!!!!!!!! !!!

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/02ساعت 16:33  توسط habib  | 

ین اتوبوس ۶ چرخه از گنجایش حمل ۲۳ مسافر برخوردار بوده و…

 

طراحان و مهندسان دانشگاه تکنولوژی دلف با هدف متحول کردن سیستم قدیمی حمل و نقل درون شهری، اتوبوس سریع السیری با طول ۱۵ متر ساخته اند که سرعتی در حدود ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت دارد. این اتوبوس ۶ چرخه از گنجایش حمل ۲۳ مسافر برخوردار بوده و با هدف شبیه سازی آرامش و راحتی سفر با خودروی شخصی با سرعتی برابر سرعت سفر با قطار طراحی و ساخته شده است. 

4b06df8bcaaa521703ffb63b16883ac3 این ابر اتوبوس را هیچگاه در کشور ایران نمی بینید+تصاویر

این اتوبوس می تواند در هر مسیری مشابه یک اتوبوس عادی حرکت کند، ارتفاع اتوبوس، چرخها، دنده ها و چرخش فرمان خودرو قابل تنظیم است. طراحان این اتوبوس شبکه ای از این ابراتوبوسها را تصور می کنند که مسیر حرکت آنها بزرگراهی ویژه بوده و شهرها را به هم متصل می کند.
81ada33fc6f95009efe31e169f3cefd7 این ابر اتوبوس را هیچگاه در کشور ایران نمی بینید+تصاویر
نمونه نمایشی و آزمایشی این خودرو الکتریکی در نمایشگاه UITP به این امید به نمایش گذاشته شده است تا بتواند توجه سرمایه گذاران را به خود جلب کند. 
eac7a8b923d8e225e3c472460ac81ca6 این ابر اتوبوس را هیچگاه در کشور ایران نمی بینید+تصاویر
بر اساس گزارش سی ان ان، پروژه ساخت این اتوبوس در سال ۲۰۰۴ آغاز شده و ۱۹ میلیون دلار هزینه در بر داشته است همچنین در ساخت این اتوبوس از فناوری به کار گرفته شده در صنایع هوافضا و خودروهای فرمول یک استفاده شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/01/31ساعت 23:29  توسط مژگان (پسر)  | 

عید نوروز - اس ام اس عید نوروز ۱۳۹۰

ضمن تبریک پیشاپیش عید نوروز ۹۰ , تعدادی اس ام اس موبایل مخصوص این مناسبت برای کاربران   تدارک دیده ایم که میتونید هم اکنون از این اس ام اس ها استفاده کنید

گلها همه با اذن تو برخواسته اند / از بهر ظهور تو خود آراسته اند

مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک / اول فرج تو را از خدا خواسته اند . . .

نوروز ۹۰ مبارک ، به امید ظهور صاحب الزمان
.

.
بـیامد شاهد شیرین نوروز / بنازم سفره ای هفت سین نوروز

زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل / بریزد اشـک مشک آگین نوروز . . .
.

.

.
امیدوارم تو سال جدید موتور آرزو هات پنچر نشه !

عید ۹۰ مبارک
.

 

بقیه در ادامه مطلب......................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/12/19ساعت 22:14  توسط habib  |